جمعه ٤ امرداد ،۱۳۸۱
عقوبت
نمی دانم ما چه کرده ایم که به چنین عقوبتی محکوم شده ایم. عقوبتی که تحملش از هرچه به فکرمان می رسد سخت تر است. نمی دانم ما چه کرده ایم که شادی هایمان دوام ندارند ، حتی به اندازه ی یک روز.
هر عقوبتی در پی گناهی است . ولی این چه گناهی است که چنین عقوبتی را به دنبال دارد؟ نابودی شادیها !
گناهکاریم آری . نمی گویم هیچ گناهی نداریم . ولی می خواهم بدانم به خاطر کدام گناه باید این رنج را تحمل کنیم؟