چهارشنبه ۳ مهر ،۱۳۸۱
من برگشتم
باز هم برگشتم به این شهر کثیف و شلوغ و ... در عین حال دوست داشتنی . گفتم که رفته بودیم شیراز و اصفهان .
با اینکه اصفهان عین تهرانه و اصلا توش احساس غریبی نمی کردم ولی وقتی برگشتیم تهران انگاری دنیا رو بهم داده بودن . درصد دود خونم پایین اومده بود !!
تازه درصد اینترنت خونم که نگو ...
تو شیراز یه کافی نت پیدا کردیم ، میل چک کنیم و چند خط وبلاگ بنویسیم ، ولی اون روز پرشین بلاگ خراب بود

خوب ، حالا کلی حرف و خاطره دارم . تازه آقای عزیز هم قراره بنویسه . آقای عزیز یه دفتر یادداشت کوچیک آورده بود و هر نکته ی وبلاگی که به نظرش می اومد فهرست می کرد تا بیاد و بنویسه .
منتظر داستانهای جالبش باشین . البته من هم می نویسم . عکس های جالبی هم داریم که
می ذاریم اینجا و اونجا .