چهارشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸۱
 
آهان راستی داستان سه پایه نصفه مونده بود.
خلاصه اینکه گفت برین با حراست هماهنگ کنین ... و گفتیم چه فرقی داره ؟ ما بدیم به یکی دیگه بگیره یا خودمون با سه پایه عکس و فیلم بگیریم ؟
ما هم دیگه بحث نکردیم و یارو رفت . من یهو زد به سرم گفتم کاش دوربین رو روشن کرده بودیم ازش فیلم می گرفتیم .
قرار شد وقتی می ریم بیرون با مسئول حراست حرف بزنیم و آقای عزیز یواشکی فیلم بگیره .

رفتیم گفتیم آقا چرا سه پایه ممنوعه ؟ آقا هه گفت کی گفته ؟ گفتیم یکی از همکاراتون .
گفت هیچی ، علی بونه گیریه !
و کلی حرف زد راجع به اینکه اینا تازه کارن مردمو اذیت می کنن و ...

ما هم شاد و خندون رفتیم بیرون که فیلم رو ببینیم . ولی نگو آقای عزیز خاموشش کرده بوده ( اشتباهی ) و اون همه جاسوس بازیش به هدر رفته !!!