چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳۸۱
 
من تو خونه اينترنت ندارم واسه همين دير به دير می نويسم . تازه هر وقت می خوام بنويسم کلی چيز هست که بايد بنويسم .

۱. رفتم نمايشگاه هنرهای مفهومی ( موزه هنرهای معاصر ) که اصلا باهاش حال نکردم . و هيچ اثری نبود که بعدها يادم بمونه . در صورتی که از نمايشگاه پارسال کار افشان کتانچی ( قبرهای بهشت زهرا ) هنوز هم واسم جالبه . حالا قراره واسه روزنامه بنویسم .

۲. رفتم يه خورده وسايل نقاشی خريدم که باز شروع به کار کنم . اين خريدنش يه لذتی داره که نمی تونم توصيفش کنم . لوله های دست نخورده و نوی آکريليک قلم مو های نو ...
هميشه دلم می خواست که يه مغازه ی وسايل نقاشی داشته باشم .