پراكنده

۱- بعد از  خريد هديه براي يك دوست مدام با اين فكر سر و كله مي‌زدم كه از كجا مطمئن باشم حرفهاي فروشنده راست است. مثلا فروشنده ادعا مي‌كرد فيروزه اصل نيشابور را دارد به من مي‌فروشد. فكر كردم فرضا كه چنين چيزي اهميت داشته باشد، من كه متخصص سنگ شناسي نيستم تا بتوانم از حرفهايش مطمئن باشم. احتمالا تنها راه آزمون چنين ادعايي خريدن آن كالا و انتظار كشيدن است كه مثلا رنگ سنگ عوض شود يا اينكه هيچ بلايي سرش نيايد.  همان‌طور كه خيلي اجناس ديگر همينطور هستند. اين موضوع در مورد كالاهاي تزئيني و حتي پوشاكي زياد نگران كننده نيست. اما فرض كنيد چيزي كه مي‌خريد لوازم يدكي اتومبيل يا يك وسيله برقي يا هر كالاي ديگري باشد كه ايمني مصرف كننده در آن مهم مي‌شود، به نظر مي‌رسد در اين موارد هزار جور ضمانت‌نامه و خدمات پس از فروش هم نمي‌تواند باعث اطمينان باشد. البته شايد دليل اين نگراني من آن است كه در اينجا وقتي چيزي را مي‌خري ديگر خريده‌اي.

۲- اين روزها را در خانه فاميل مي‌گذرانم، بسته به اينكه صبح كجاي شهر كار داشته باشم شب خانه يكي‌شان مي‌مانم. با اين روش هم آنها را ديده‌ام كه انتظار دارند دم رفتن، خانه شان بروم و هم به كارهايم مي‌رسم. اما گاهي تعارف‌هاي زياده از حد ميزبان پشيمانم مي‌كند از اين كار. اخلاقي كه خيلي از ماها داريم و فكر مي‌كنيم اگر تا خرخره  در حلق مهمانمان خوراكي نچپانيم به او بد مي‌گذرد. (ببينيد چه به من گذشته كه صدايم در آمده!)

/ 5 نظر / 6 بازدید
تخته خاکستری

...ده سال پيش به علت خطای يک تعميرکار ، ماشين من چپ شد و البته دستم به هيج جا بند نبود. متاسفانه کار به جايی رسيده که همه کلاهبردارند مگر خلافش ثابت شود. يا مثلا هفت بار ادکلن مورد علاقه ام را با قيمت های گوناگون خريدم. و همه می گفتند اصل است. و همه قلابی از آب در آمدند. به اندازه پنجاه برابر پست شما خاطره های تلخ دارم از اين جور چيزها!

ماكان

چند کيلويی چاق کردي، نه؟

کوروش

سلام اينقدر خلاصه بابا لا اقل يک بار هم که شده بدمينتون بازی کن تا خاطره ای از آن بنويسی