همین چند وقت پیش

شب‌ها به جای تو خواب می‌بينم
دوست دارم به جايت مضطرب باشم
می‌خواهم کاری برایت کرده باشم
تنها همین از دستم بر می‌آید

آيا همين نيست راز دلشوره ابدی مادران؟

/ 10 نظر / 10 بازدید
مريم

هان ؟؟ ...... چی میگه ؟؟!!!

بارباماما

و همين وحشت منو از مادر شدن زياد می کنه. اين تسليم ابدی.

جاهد

خوب بود... / راستی٬ به روز‌ شدم؛ بعد از نيمه‌سالی ننوشتن! اين‌بار با نام «براي وقتی که داشتی تبخير مي‌شدی!»... تقديم به پسرکان سگ‌صفت سرزمينم که مردانگی را فضای حقير لای پای خود مي‌دانند٬ فقط! /

علی صالحی

من با کدام ثانيه عمرم قرارملاقات داشته ام که آفريده شده ام؟

کوچو

مامانا رو دوست دارم مخصوصآ مادر خودمو که عاشقانه دوستش دارم تنها کسی است که مرا در هيچ شرايطی تنها نگذاشته و می زارد

امير

سلام ايشالا دوربين ديجيتال هم درست ميشه. فقط چه کاری ازت بر مياد؟ راستی آدرستون هم لينکيدم.

امير

سلام نقاشی هاتونم ديدم.ميتونم در موردشون نظر بدم؟ ممنون تخيلاتتون جالبه اما بايد برای آوردن اونا روی کاغذ سفيد زحمت بيشتری بکشيد.

مریم اینا

برای امیر: فکر کنم برای نظر دادن باید عضو artsig باشی- در هر حال نیازی به اجازه گرفتن نبود- راستی نقاشی‌هایم تقریبا تمامشان از روی مدل زنده هستند و تخیلات من نیستند‌، اتفاقا بخش انتقال واقعیت به روی کاغذ از تخیلات من اومده ...

عمو داوود

دوباره سلام.ای کاش واقعا می شد کسی مضطرب بشه بجای کس ديگه ای ای کاش يکی پيدا می شد به جای من مضطرب می شد خداييش دارم می ترکم.منی که مشکلم تو زندگی ريزش موهام بود حالا به اندازه يک پير مرد هفتاد ساله که همه زندگيش غم اندوه بوده باشه خستگی و اضطراب تو وجودمه.اين پست رو زده بوديد که خودتونو خالی کنيد و با عث ثواب شديد چون منم يه جورايی خودمو خالی کردم.مواظب خودتون باشيد.يا علی