فک و فامیل خدا

این پست باربامولک انقدر بامزه بود که دلم نیامد فقط لینک بدهم. کل اش را اینجا می‌گذارم:

" فكرش رو بكن، يه روز از خواب پا مي شي، فكر ميكني يه روز كسل كننده ديگه شروع شد. مي بيني يه سري مزاحم دارن پايين پنجره ات سرو صدا مي كنن! مي گي هو! اينجا چي مي خواين؟ ميگن مي خوان اون در قديمي رو باز كنن؛ همون كه چند سال پيش صاحب خونه گذاشته كه بچه هاي همسايه نرن توي بناي قديمي. مي گي چرا؟ مي گن اينجا عيسي و زن و بچه اش و بقيه فاميلش خوابيدن! مي پرسي عيسي پسر خدا؟ ميگن نه عيسي پسر جوزف!"

/ 2 نظر / 5 بازدید
محمد رضا

باور ميکنی من همين ۱۰ دقيقه پيش کتاب رمز داوينچی رو تموم کردم؟؟؟ همين جوری اومم يه چرخی تو وبلاگا بزنم اين پست تو رو ديدم اين برام عجيب تر از پدر و زنو بچه های عيسی ست