نیمچه گزارش

۱- همان هفته اول که آمدم با رادیو زمانه تماس گرفتم. قرار شد برای قرار ملاقات تماس بگیرند که خب هنوز هم قرار است بگیرند!

۲-هفته پیش با  مک آلیستر،‌ استادی که درخواست کار ازش کرده بودم تماس گرفتم. برای سه روز بعد قرار ملاقات گذاشت. نتیجه این شد که فهمیدم دانشجو می خواهد اما پول ندارد. گفت سر کلاس هایش بروم. در سمینارهای گروهشان شرکت کنم. کارهایم را برای بحث ببرم پیشش. به قول نیما یک دانشجوی مفت گیر آورده. ضمن اینکه مدام برایم ایمیل می فرستد که برای فلان بورس و بهمان بورس اقدام کنم. پول پیدا کردن را می خواهد گردن خودم بیندازد. واقعا پول برای فلسفه سخت گیر می آید.

۳- کتابخانه دانشگاه لایدن خیلی بزرگ و هیجان انگیز است. از هفته بعد بساطم را آنجا پهن خواهم کرد.

۳- هنوز در خانه اینترنت ندارم.

۴- باید همت کنم کلاس فشرده هلندی را که دو هفته از ۹ صبح تا ۳ بعدازظهر است بروم.

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
کاوه

اميدوارم موفّق باشيد.در مورد راديو زمانه بايد بگويم که خدا کند تماس بگيرند!ضمناْ به شکوفه ها و باران هم سلام ما را برسانيد.وسلام...

سيما

چه خوب! اميدوارم بورس جور بشه. من منتظر اينترنتتون هستم!!!!!

شهاب سامسونگ

بابا یه جوری وبلاگ بنویسین که اگه یه غریبه از این طرفا رد شد، بفهمه داستان چیه. تنها چیزی کهفهمیدم اینه که اونجا اینجا نیست یعنی اونجا خارجه.

Alireza

soghrat joonam chon 4 rooz migzare hanooz kasi nazar nadade delam sookht.

ino ta'id kon