سبز،نارنجی،‌هویجی

 هویج را به رنده می مالم و حواسم به بیرون است. الان باید همه کوچه ها پر از برگهای خشک چنار باشد و بچه مدرسه ای ها با لذت از رویشان رد شوند تا خش و خش صدا دهد.از همان اول گفتم، سبزی بیش از حد اینجا افسرده کننده است .


/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهی

وبلاک شما (کلهم اجمعين) مطالعه شد

مجتبی

سلام قشنگ می نويسی البته پستای قبليت قشنگتر بودا! موفق باشيد

الهام

از خواندن وبلاگتان لذت بردم به من سری بزنيد

الهام

از خواندن وبلاگتان لذت بردم .خوشحال ميشوم به من سر بزنيد

سیگار و اسپراسو

از همون اول گفتم... فقط نارنجی... آخ که چه رنگیه این نارنجی... مثل فیلتر یه سیگار... بهتر نیست بیای و با هم یه اسپراسو بخوریم... شاد زی...

عليرضا

سلام . خوبين ؟ مرسی . به خلوت تنهايی من سر بزن واز محبتت واسم يادگاری بذار . شادزی

ميم

سلام. خيلی گرم می نويسی... بازم ميام

قاسم

زود تصمیم نگرفته‌ای؟ آن‌جا هم موقع پاییز رنگ برگها عوض می‌شود و اگر از فاصله‌ی دور به تپه‌های پر از درخت و جنگلها نگاه کنیم آنها بس بدیع و زیبا به نظر می‌آیند٫ درست است؟

مریم اینا

برای قاسم: آره راست می گی- وقتی تو خیابون راه می رفتم دیدم کلی برگ زرد ریخته رو زمین-

ساره

سلام قلم خوبی داری.به من آرامش می ده. ميخوا م دعوتت کنم به من سر بزنی