بيهودگي لحظه‌ها

"يك بار كه داشتيم از مرز شلوغ و پر ازدحام اردن-سوريه رد مي‌شديم،‌بلال حمد،‌يكي از دوستان صميميم بود كه يادم داد چطور پا از خط كشي‌ها بيرون بگذارم و بي‌معنايي آن لحظه را درك كنم. سال‌ها گذشت و اين درس به مكانيسم دفاع شخصي ارزشمندي عليه اشغال زندگي و روح ما تبديل شد. تنها با برداشتن يك قدم به آن سوي زندگي توانستم بيهودگي زندگي خود و ديگران را ببينم و بازگو كنم."

اين جملات قسمت‌هايي از كتاب "كاپوچينو در رام‌الله" است كه اين روزها مي‌خوانمش. خاطرات روزانه يك زن فلسطيني در شرايط اشغال. كتاب خيلي خوبي است،‌ ترجمه خوبي هم دارد با اينكه دست دوم است يعني از عربي به انگليسي و از انگليسي به فارسي ترجمه شده است. من را ياد "عطر سنبل،‌ بوي كاج" مي‌اندازد،‌ طنز است و لي طنز تلخي دارد.

كاپوچينو در رام‌الله /نويسنده: سعاد اميري /مترجم: ليلا حسيني/ انتشارات روايت فتح

/ 30 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانشجو

محکوم می کنیم: سایت خبری امیر کبیر:شکنجه هشت دانشجوی زندانی پلی تکنيک به منظور اعلام عاملين انتشار نشريات در مهلت مقرر قاضی حداد، از ساعاتی پيش چندين خبر موثق به گوش می رسد که هشت دانشجوی پلی تکنيکی بازداشتی تحت شديدترين فشارها و شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته اند. شرمتان باد.

محمدرضا

کتاب خوبیه.فقط انتشاراتش مورد داره!!!

داستانک

بايد جالب باشه شما خوندينش؟ البته انتشاراتش زياد جالب نيست حالا کتابشو نمی دونم؟

از يك بسيجي مي پرسند: خدا كيست؟ جواب مي ده : نماينده ولي فقيه در كائنات. ممكنه شوخی به نظر برسه اما شوخی نيست، بعضی ها از صمیم قلب باورش دارند.

محمد

سلام ای کتاب رو از کجا ميتونم گير بيارم. ممنونم اگه بهم بگی

نيما

هنوز هم توی روزنامه شريفی؟ از وقتی گزارش من رو که سرم خورده بود به کولر روبه روی درمانگاه اون جوری که می خواستم چاپ نکردن قهر کردم باهاشون.

سياوش برهان

سلام دستتون درد نکنه جالب بود. ميشه يه راهنمايی کنيد که چرا وبلاگ شما اينقدر پر خواننده است؟ با تشکر

مريم اينا

براي نيما: نه خيلي وقته از روزنامه شريف اومدم بيرون- يك سال و نيم پيش تقريبا- الان تو هم ميهن هستم

مريم اينا

براي محمد: كتاب رو يك نفر بهم هديه داد راستش نمي دونم كدوم كتابفروشي اين كتاب رو داره- خودم مي خوام براي كس ديگه اي بخرمش-حتما خبر مي دم كه ازكجا خريدم براي داستانك: روايت فتح كارهاي خوبي انجام مي ده- اگه با اين روحيه بخواي به ناشرها نگاه كني كلي كتاب خوب رو از دست مي دي- راستي انتشارات كاروان هم اين كتاب رو ترجمه كرده ،‌ ضمن اينكه مال روايت فتح خلاصه شده است و نشر كاروان نسخه كاملش رو چاپ كرده- فكر كنم اسم اصلي كتاب رو هم گذاشته باشه روش، يعني شارون و مادرشوهرم

آزاده

سلام. از اينکه به وبلاگ من سر زدی ممنون وبلاگ تو هم خيلی قشنگه ...باز هم به من سر بزن