چند روز پیش دم افطار داشتم می رفتم خونه ی آقای عزیز .می خواستم از میدون آرژانتین سوار اتوبوسهای جردن بشم . دیدم هیچی اتوبوس نیست . حتی اتوبوسهای تجریش هم نبودن . شروع کردم به قدم زدن کنار خیابون تا تصمیم بگیرم چی کار کنم .چند لحظه بعد یه ماشین گنارم نگه داشت . یه پژو 206 بود . و یه دختر سانتی مانتال (!) پشت فرمون بود . پرسید کجا می ری ؟ من هم حسابی جا خورده بودم برای اینکه بتونم تصمیم بگیرم گفتم چی ؟ باز هم تکرار کرد که کجا می ری ؟ تصمیم گرفتم باهاش برم . گفتم جردن . اون هم گفت نه . و رفت .
بعدش خیلی فکر کردم . هزار تا فکر جور و ناجور به کله ام زد .
اینکه دختره با اون سر و وضع و تو اون محل، چه فکری کرده که خواسته منو سوار کنه ؟ دلش سوخته ؟ دنبال هم صحبت می گشته ؟ یا یه ریگی به کفشش بوده ؟
هنوز هم تو کف او موضوع هستم

/ 7 نظر / 2 بازدید
majid

salam man fekrmikonam oon khanom be ghol shoma sentimentale faghat ghasd service dadan be shoma ra be ellat ham jens bodan ra dashteh ast..vali az anjaii ke ozae ejtemaii iran moshavah mibashad maha yek hamchin pish farzhay nadorost darim.

گل بابا

با سلام ! روزنامه شهر قشنگ با شيوه روزنامه نگاري كاملا متفاوت منتشر شد . چون تيراژ روزنامه بالاي 60 مليون است براي تهيه آن عجله نكنيد . اما بخاطر مطالب بي نظيرش همين الان به اين روزنامه در پيت سر بزنيد . شعر ما اين است : اين روز نامه ديروز نيست /حادثه ايست كه امروز اتفاق افتاده است .

نیما

به نظر من این کار این خانوم یه کمی بو میده !! می دونین که چی میگم... نه ؟!

reza

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امير

من فكر ميكنم كه ان خانم از ان خانم هايي بوده كه طنبال شكار هستند

shahram

شايد اون خانومه لزبين بوده شايد هم ترنزاکشوال!:))