وجدان درد

گرايش به تفكر سودانگارانه گاهي تا آنجا در من شدت مي‌يابد كه شك مي‌كنم اگر در اتوبوس يا مترو جايم به يك پيرزن مي‌دهم،‌ شايد به خاطر اين است كه وجدانم راحت باشد.

اما آيا براي آن پيرزن فرقي مي‌كند كه نيت من چه باشد؟ من احمق هر فكري مي‌خواهم بكنم،‌ چه اخلاق‌گرا باشم و چه سودانگار، در نهايت او جايي براي نشستن پيدا مي‌كند.

/ 8 نظر / 4 بازدید
مريم

مطمئن باش که اگه کار خوبی برای کسی کردی در واقع خودت از اون لذت می بردی و خودتو توجيح کردی ما آدما خودخواه ترين موجودات دنياييم در واقع چيزی به اسم ايثار وجود نداره

فرزام

شايد اين حالت، ناشی از يک نوع وسواس اخلاقی باشه. وجهه های افراطيش رو ميشه در پيشينه راهبها و راهبه ها يافت. گاه انسان به نيات درونی خودش هم شک ميکنه. اما بايد پذيرفت هيچ نيتي فقط ناشی از يک بعد نيست. يه جور تلفيقه از اهداف مختلف.

پسر فهمیده

دقیقن! حتی یادمه وقتی یک پیرمرد سوار می‌شد با خودم می‌گفتم ای بابا! باز باید بلند شم. .

بهار

خب ایرادش چیست؟ شاید هم بشود اینطور به قضیه نگاه کرد : تو با دادن جایت به پیرزن،‌ به کودکان دور و برت به طور غیر مستقیم می آموزی که وقتی خودت پیر شدی، نوبت آنهاست که جایشان را به تو بدهند

مریم اینا

برای بهار: من هم نگفتم ایراد داره- اتفاقا قسمت دوم حرفم روی نتیجه گرایی تاکید داره- راستش نوشتن این پست واسه این بود که من با این جور فکرها و شک ها حال می کنم- اینکه هر چیزی جنبه دیگه ای هم داره

سيما

پس نظر من چی شد ؟ :( اومدم جوابش رو ببينم.

علی حسین خانی

سلام . در نهایت ( برخلاف حرف شما ) این شمایید که جایی رو به پیر زن داده اید ، یعنی عمل از طرف شما انجام گرفته است . این مهمه نه ؟ ( پیر زن که کاری انجام نداده ! ) .برای منم پیش اومده البته ، یه وقتی اگه از قیافه پیر زنه خوشم نمی اومد جامو بهش نمی دادم ولی در کل یه فکرایی تو کلم می پیچید مثلا ً اینکه : ای بابا دونیا 2 روزه ، گناه داره یا اینکه خوب، اذیت می شه و من کمتر اذیت می شم . ولی نتیجه نمی گرفتم که باید جامو بهش بدم ، بعد از یه مدتی به این نتیجه رسیدم یا در واقع قانونم این شد : هر وقت که دوست داشتم ، جامو به هر کسی که ازش خوشم اومد بدم تا حال کنه ! ( دنبال دلیلی هم نگشتم ) امید موفقیت

پيام

اينکه نهايتا ممکنه کارهای اخلاقی ما هم خاستگاه شخصی داشته باشند هميشه برای خود من هم سوال بوده٬ اما فکر می کنم اين سودگرايی که فکر می کنيم خيلی طبيعی است و انسان ذاتا اين طور است٬ ناشی از نظام اقتصادی است که بر ما حاکم شده و ما فراموش کرده ايم شايد بشود آدمها طور ديگری هم فکر کنند.