در ايرانگردي اخيرمان از خرقان هم رد شديم. در آرامگاه ابوالحسن خرقاني اين جمله را خواندم كه بارها شنيده بودم:

"هر کس که در اين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد.  چه آنکس که بدرگاه باري تعالي به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد."

اين روزها در خيابان كه راه مي‌روم مدام ياد اين جمله مي‌افتم و فكر مي‌كنم نانمان كه ندادند با ايمانمان چه كار دارند؟

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رومت

سر بزنيد خوشحال ميشم . راستی ما چه کرديم ؟ چرا فقط منتظريم ؟

غزال

بسيار زيبا بود خيلی وقت بود بهش فکر می کردم

مريم

هر چی که اسمم توش باشه جالبه!

سارا مويدی

درست گفتی مريم جان . روزهای تاسفباريست. اميد همه ی آرزوهای لوکس من و شما براورده بشه که .... / شاد زی

فرزاد فلاحتی

الان وبلاگ آقا نیما رو خوندم. فکر کنم ماجرای ایشون داره واسه منم پیش میاد. یه سر به انرژی اتمی بزنن بد نیست. خوب امریه میگیره. لطفا این کامنتو نذارید.

yek nafar

narahat nabashid gharare noon panir pakhsh konan.

ميثم بادامچی

سلام مريم جان من به عنوان یک همدانشگاهی فلسفه ای قدیمی واقعاْ از نوشته هات لذت بردم. هم سبک نوشتن و هم محتوا عالی بود و مختصر بود وعمیق. اين ياداشتت در مورد نان و ايمان هم هکذا دقیقاْ متناسب با اوضاع کشور. باز هم برایمان بنویس

دينا

خيلی ها در پيشامد اين اوضاع دخيل اند اما هيچ گروهی به اندازه ی خودمان مقصر نيستند . کار به جايی رسيده که ديگران می خواهند بعد از دنيا اخرتمان را هم بسازند.