web

۱- اینترنت و تلفنی که درخواست کرده ایم خیلی خوب است. یک لپ تاپ و مودم بی سیم  هم سرش جایزه می دهند. اما بدتر از همه این است که اواسط اکتبر وصل می شود. برای همین دیدم دیگر نمی توانم بی اینترنتی را تحمل کنم . آمدم کافی نت. احتمالا روزی یکی دو ساعت بیایم اینجا.

۲- اینجا پر از عنکبوت است. مرده زنده کوچک بزرگ. جارویشان هم که می کنیم باز هم سر و کله شان پیدا می شود. چند شب پیش یکی شان از روی لوستر افتاد وسط ظرف غذا. حالا خوب بود که شاممان را خورده بودیم. در هر حال مجبورم با یکی از بزرگترین ترس های زندگیم کنار بیایم و با عنکبوت ها دوست شوم.

/ 7 نظر / 12 بازدید
ری را

اون جا مگه درخت مو هست؟

رها

مریم جان هر چی به اون شماره موبایلی که از نیما دارم زنگ می زنم نمیشه. خواستم اینجا بگم که دلم براتون تنگ شده. هر وقت تونستین یه سر به ما بزنین، خوشحال می شیم.

ق

عنکوبت را ساده تر از جنتی و نيروی انتظامی و کيهان ميشه تحمل کرد.

جاهد

مثل همیشه٬ شب ساعاتی طولانی‌ است که از نیمه گذشته و من تنها به این‌ اندازه که طلسم ننوشتنم را شکسته باشم می‌نویسم...

مريم

are manam az ankabot mitarsam

سيما

مريم! من خيلي خنگم و از مرحله پرتم. آخه نه توي بلاگ رولينگ به روز مي شدي و نه تو گوگل ريدر نشون مي داد، من هم فكر مي كردم نمي نويسي! امروز دلم تنگ شده بود و گفتم مگه مي شه اين همه ننويسه، يه سر اومدم اينجا ديدم بهه! من پرتم حسابي. تازه فهميدم چرا مريم خبر داشت ماجراي عنكبوت ها رو